جعفر شهرى باف
297
طهران قديم ( فارسى )
اختراع بادبادك ! بعد از مشاهدهء طياره بود كه تهرانيها هم بر سر غيرت آمده با گفتن اينكه چه چيز ما از فرنگيها كمتر است و با ذكر اين حماسى كه ( هنر نزد ايرانيان است و بس ) ساختن بادبادك را شروع نموده در مقابل طيارهء فرنگى قرار دادند و هر روز به تكميل و پيشبردش پرداختند تا آنجا كه توانستند بادبادكهايى بسازند كه در آن تولهسگهايى بنشانند و روانهء هوا بكنند . غير از بادبادك معمولى ، بادبادكهاى دنبالهدار و يك گوشواره و دو گوشواره و فرفرهدار و دم طاووسى و فانوسدار « 15 » كه يكى از يكى بهتر به آسمان بفرستند كه متأسفانه در اين روزگار اين صنعت هم رو به زوال گذارده تقلاى نان و آب فرصتى براى ساختن و نمايش آن نمىدهد . چراغانى آسمان بادبادك هوا كردن اندك اندك در زمرهء عشقهايى درآمده بود كه نه تنها كودكان را در خويش گرفته بلكه بزرگسالان را هم به خود مشغول ساخته بود تا آنجا كه جنبهء چشم همچشمى و رقابت و شرط و شرطبندى گرفته از جملهى سرگرميهاى بزرگ شده بود . از اوايل بهار تا اواخر پاييز كار بچهها هوا كردن بادبادك بود و براى جوانها و مردها ساختن آنها به انواع ، از شكل و شمايل و قد و اندازه كه از كاغذهاى الوان ساخته براى هر يك به صورتى دنباله و فانوس و كبوتر و طاووس و چشم و ابرو و غيره تعبيه كرده ، براى زير آنها سبدهاى توگود بافته آماده مىساختند و از عصر بلند آنها را به هوا فرستاده نمايش مىدادند و در سبد بزرگهاى آنها كه از يك تا چند تولهسگ گذارده روانهء آسمان كرده از اول غروب كه فانوسدارهاى آنها را پرواز مىدادند و اين از ديدنىترين مناظرى بود
--> ( 15 ) . از كاغذ مثال زنجير دنبالههايى مىساختند كه از همين زنجير علاوه بر دنبالهء آن كه لازم بود تا تعادل آن را حفظ كند يكى دو نيم هلال هم بر پشت آن يا زواياى دو طرف آن مىبستند . فرفره هم آن بود كه از كاغذ مربع كه از چهار گوشه در آن برش داده بودند سر برشها را به مركز برمىگرداندند و چهار پرهاى مىساختند و با سنجاق به جلو و دو طرف بادبادك نصب مىكردند و فانوس هم چراغهاى كاغذى بود كه در آن شمع گذاشته روشن مىكردند و به جاى دنباله به بادبادك يا به نخ آن مىبستند .